به سلامتی گویا تابستان امسال سال پربرکتی بوده هم برای من و هم دیگران،برای من که سرشار از کلاس و سفر بوده و برای دیگران گشودن بختشان . به مبارکی اولین ازدواج دانشجویی دانشگاه مان هم رخ داد و باشد که راه برای دیگران هموار سازد. و از آنجا که این جمعیت اناث از خبرگزاری قوی تر از BBC,CNN,VOA, , برخوردارند آمار تمام خواستگاری ها و دک کردن ها و دوست شدن فلان دانشجویIT با فلان دانشجوی آب و نامزدی فلانی ها رو قبل از باز شدن پایمان به خوابگاه جدید گذاشتند کف دستمان.در عجبم… هیچ یک از دوستان هیچ ارتباطی با هیچ کدام از این صاحب خبران ندارند، احتمالا دست نیرو های جاسوس , جنی چیزی در میان باشد! محل خوابمان(خوابگاه)به نزدیک دانشگاه انتقال یافته،از این بابت بسیار مسروریم که بدون هیچ نگرانی جا ماندن از سرویس ؛ ده دقیقه ، ربع ساعت هم دیر سر کلاس می رویم و گاها که دلمان نمی کشد هم اصلا نمی رویم! از«شبانه» های کنکوری سارا به سرزمین آرزویش اهواز رفت, غزل و زهرا هم شیراز. چشممان کردند از آن جمع 9 نفری تنها 5 نفر بجا ماند و فرناز هم نامرد شد و… دلمان برای آن دوستی نه نفره و دوستان رفته تنگ می شود!