بایگانی دستهٔ: الهام نراقی


الهام صبح موقع رفتن به کلاس تازه فهمیده لکچر داشته و یادش رفته بوده و اصلا آماده نیست

میگه:وای من می خواستم وختی لکچر دارم کلی آرایش کنم!

کتابدار(رو به الهام):خب لار خبرایی بوده اوضاع چطوره؟

الهام:آره گارد ویژه از تهران اومد وتیر اندازی و حالا هم چن نفری ناپدید شدن و…

من:آره ….لاریا اصولا  اغتشاشگر ن

کتابدار: گراش شهرستان شد.خوبه …یه امتیاز به نفع استان شدن جهرم

!!

با تعجب روی دستش که جوش زده بود نگاه می کردم . تو دلم گفتم مگه روی دست هم جوش می زنه

یه هفته بعد دقیقا همون جا روی دستم یه جوشی زد جاش هم موند!

وب‌نوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Motion کاری از volcanic.
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.